جستوجو
برای یک شغل جدید میتواند یک تجربه دلسرد کننده و ناامیدکننده باشد. ممکن
است بدون هیچ دلیلی رد شوید یا سوالاتی از شما پرسیده شود که میل ندارید
به آنها پاسخ دهید یا معیارهایی که با آن مورد قضاوت قرار میگیرید برای
شما ناشناخته باشد.
شاید
به همین خاطر باشد که بسیاری از افراد با تاخیر روانه بازار کار میشوند،
حتی با وجود اینکه میدانند اکنون زمان عمل برای آنهاست. به عنوان مثال، من
در یک مورد، مشاور یکی از عوامل خدمات مشتریان بودهام و البته خود این
شخص آگاه بود که باید شغلش را ترک کند. او پس از دو سال که در آن شرکت بدون
ترقی و بدون رشد سپری میکرد، خود را کم ارزش و خسته یافته بود. او به
خاطر تاخیر در یافتن شغل جدید بهانههای زیادی داشت، چرا باید به دنبال شغل
جدیدی باشم وقتی پیدا کردن همین شغل برای من مثل کابوس بود؟ چرا شغل جدیدی
بیابم وقتی همه میدانند که در وضعیت فعلی اقتصاد چقدر سخت است که بتوان
کار جدیدی یافت؟ به همین دلایل، او در آن شرکت باقی ماند تا اینکه در نوبت
بعدی تجدید ساختار شرکت، او اخراج شد.
البته
من توصیه نمیکنم که هر گاه از شغل فعلیتان خسته شدید، به سراغ کار دیگری
بروید. اما خوب است که موقعیت فعلی خود را همیشه مورد تجزیه و تحلیل قرار
دهید تا ببینید آیا نشانههایی برای دستیابی به یک موقعیت بهتر وجود دارد؟
ادامه مطلب